محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
79
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
نشانههاى كلّى آن مربوط مىشد و مشخّصكنندهء آن به حساب مىآمد . اكنون به سراغ اخلاق نظرى برويم . اخلاق نظرى : در اين مورد نيز روش ما با روش عموم نويسندگان متفاوت است ؛ توضيح اينكه آنچه را كه اغلب دانشمندان ما در درجهء اوّل اهميّت قرار مىدهند ، جنبهء اقتصادى و يا شرعى است ؛ امّا ما قبل از هر چيز همّت خود را در زمينهء اخلاقى متمركز مىكنيم و هر مسألهاى را در همان اصطلاحاتى كه در نزد دانشمندان جديد علم اخلاق معمول است ، به كار مىبريم . و از سوى ديگر ، از خود قرآن - همانطور كه روش هميشگى ماست - نكتهء اصلى را مىگيريم و با مراجعهء مستقيم به عبارت قرآنى ، پاسخ هر مسألهاى را استخراج مىكنيم . امّا در اينجا مشكلى نهفته است ؛ و آن اينكه نصوص مربوط به اخلاق نظرى آنقدر زياد و واضح نيستند كه احكام عملى بدان وسيله ممتاز و مشخّص شود . و در اينجا ، پرسشى هم وجود دارد كه بايد پيش از هر چيز مطرح شود ( آن پرسش اين است كه ) : آيا قرآن كريم يك كتاب نظرى است ؟ و آيا ممكن است در اين كتاب هرچه را كه مىخواهد - از آنچه در كتابهاى ديگر و انديشههاى فلسفى آمده است - جستجو كند ؟ فلسفه به معناى معمول كلمه ، يك كار فكرى منطقى است كه براساس صرف خطورات طبيعى ذهن استوار است كه انديشمند در اين كار فكرى از حكمى به حكم ديگر با روش خاصّى منتقل مىشود ، « 1 » تا به نظام معيّن قابل قبولى برسد كه بتواند همهء اشيا را تفسير كند ، و يا قادر بر تفسير وضع معيّنى براى يكى از اين اشيا باشد . بديهى است ، اين تلاش عقلى و اين گام تدريجى قابل مقايسه و نسبت با روشنايى وحى نيست ؛ كه بدون كنجكاوى و يا انتظار روح آدمى را فرا مىگيرد و ناگهانى بخشى از معرفت و شناخت را به او مىدهد كه نه ( مثل قياس اقترانى - م . ) مقدّماتى پيش از نتيجه داشته و نه ( مثل قياس استثنايى - م ) مقدمى پيش از تالى دارد .
--> ( 1 ) - اصل اساسى در انديشهء فلسفى ، استدلال است و آن هم به يكى از سه طريق : تمثيل و استقرا و قياس كه بيش از همه به قياس متكى است و آن هم از راه استدلال از علّت به معلول ( برهان لمّى ) و يا از معلول به علّت ( انّى ) است كه برهان لم اشرف و براى اعطاى يقين اليق و سزاوارتر است ! - م .